|
|
|
||||
|
کارد سئز من به غلاف ترسم خورس زنگ
کینه دارم بعد خودت واس بوکنه جنگ کارد سئز من بغلاف ترسم خورس مور کینه دارم بعد خودت واس بوکنه زور ای هنا مال هنا درد مرد به لارم سر چوم من ور زومین په کو برارم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 20:27 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بناه خدا
بزه عجل که ایگرس نونا شونه ایخوره یعنی بز عجلش که فرا میرسد نونهای شبان یا چوپان را میخورد .
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 18:23 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ای خدا بالاسره وا مو چه داری
گاو جفتت به زومی غم سیم ایکاری
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 22:57 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زبلونی نیرسه دسم به شونت زعزیزی نیخورم قسم بجونت
جاهله کر جاهله کاردی خورام سیت کی نهاد سنگ مزار ور چال تشنیت
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:26 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
«همراه با تاريخ سازان بختياري»
در بررسي تاريخ انقلاب مشروطه يكي ازمهره هاي بسيار مهم و تأثير گذاري كه در عين حال كمتر معرفي و توصيف شده است سردر اسعد بختياري است كه بحق بايد او را فاتح ملي ايران در اقدام شجاعانه ايل بختياري درتهران ناميد. علي قلي خان سردار اسعد چهارمين فرزند حسين قلي خان ايلخاني بود و قبل از او برادرش اسفنديار خان لقب سردار اسعد داشت. علي قلي خان پس از كشته شدن پدرش يكسال در زندان حاكم اصفهان كه ظلل السلطان فرزند ناصر الدين شاه قاجار بود حبس بود او به نوعي شايد زندگي سياسي خود را با زندان آغاز كرد. با به قدرت رسيدن اتابك ستاره اقبال خانواده ايلخاني مجدداً درخشيد.اسفنديار خان سردار اسعد اول به ايلخاني بختياري رسيد و علي قلي خان فرمانده سواران بختياري گرديد و اين وضعيت تا عزل اتابك از حكمراني اصفهان ادامه داشت.پس از عزل حاكم، سردار اسعد در سال 1318 هجري قمري به هند و سپس مصر سفر كرد و در همان سال به زيارت خانه خدا مشرف و سپس عازم پاريس گرديد.دو سال بعد سردار اسعد به ايران بازگشت و در سال 1321 ق اسفنديار خان برادر بزرگترش فوت كرد عازم بختياري شد و به تمشيت امور پرداخت. سردار اسعد در بين ايل بختياري داراي موقعيت ممتاز وويژه اي بود ومي توان او را نقطه محوري ايل بختياري در دوران خودش نام نهاد.هر چند مسافرتهاي او به اروپا براي مداوا بود اما بهر ترتيب او از نخستين كساني بود كه با مظاهر تمدن و فرهنگ و دموكراسي غرب آنها در فرانسه كه مهد روشنفكري اروپا بود آشنا شد و به همين دليل خود نيز واجد امتيازات روشنفكري منحصر به فرد گرديد.پس از افتتاح مجلس اول در هجدهم شعبان 1324 هجري قمري وي مجدداً عازم پاريس گرديد،در زمان به توپ بستن مجلس در سال 1326هجري قمري نيز كه عده اي از رجال و آزاد يخواهان عازم اروپا شدند او در اروپاريس اقامت داشت. استبداد محمد علي شاهي باعث تأمل و تفكر بسياري از رجال و روشنفكران شد و يكي از دلايل مراجعت سردار اسعد به ايران نيز همين امر بود.در اين بين تشويق ايرانياني كه با او ارتباط داشتند براي مراجعت او به ايران بسيار مؤثر بود.مخبرالسلط هدايت كه آن هنگام در اروپا بسر مي برد مي نويسد: شاخص ميان ايرانيان عليقلي خان سردار اسعد است كه غالباً اشخاص مهمي با او مراوده دارند و او را به بازگشت به ايران ورهبري نهضت تشويق مي كردند. علاوه بر اين تشويق ها فتح اصفهان توسط بختياري ها نيز در ترغيب او بسيار مؤثر بود.سردار اسعد در چنين شرايطي واردايران شد و در اولين قدم به اتحاد ايل بختياري مضغول شد.پس از آن سردار اسعد جهت اطمينان خاطر خود نياز به اتحاد با نيروي محلي ديگر در جنوب و جنوب غرب ايران يعني قشقايي ها و طوايف عرب داشت تا با خاطري آسوده و مطمئن از پشت سر خود عازم فتح تهران شود. ابتدا با شيخ قدرتمند اعراب ايران در خوزستان متحد شد وپس از آن با خوانين قشقايي نيز سوگند نامه اي امضاء كرد و پس از اين اقدامات اردوي بختياري براي حركت به تهران در اصفهان مستقر شدند. اردوي مجاهدين بختياري از اصفهان و سواران جنگي سپهدار تنكابني از دشت همزمان به سمت تهران حركت كردند و در 24 جمادي الثاني 1327 وارد تهران شدند. شجاعت وبختياري ها و سواران تنكابني به حدي بوتد كه پس از چند روز شهر بالاخره تصرف شد شاه با پانصد تن از سران و بستگان به سفارت روس درپناهنده شدند .از اهميت اقدامات بختياري ها در فتح تهران همين بس كه پاولويچ مي نويسد: در نهضت مشروطه خدمات بختياري ها غير قابل انكار است حتي مي توان گفت كه اگر سواران آنها در تحت رياست سردار اسعد به تهران حركت نمي كردند ،محمد علي ميرزا به اين سهولت ميدان را خالي نكرد و به سفارت پناهنده نمي شد. از اين سخن مي توان نتيجه گرفت كه محمد علي شاه بيش از همه از حركت بختياري هاي و توانايي آنها ترسيده بود.هماهنگي خاص و تحت امر بودن نيروهاي بختياري و توانايي آنها در تحت فرماندهي مدبرانه سردار اسعد بختيار از نقاط قوت اين نيرو در آزادي مجدد ايران پس از استبداد صغير بود. در اولين كابينه كه پس از خلع محمد علي شاه تشكيل گرديد ، سردار اسعد وزارت سران قشقايي و عرب در جنوب ايران گرديد به حدي كه نماينده انگليس در خليج فارس از تهران در خواست كرد كه درصورت امكان سردار اسعد را وادار به استعفا كند تا از نا آرامي ها در منطقه جنوب جلوگيري شود كه البته مورد موافقت قرار نگرفت. علاوه بر اين تلاشهاي بختياري ها در سركوبي شورش هاي پراكنده ايران پس از خلع محمد علي شاه نيز بسيار واجد اهميت است . شورش در زنجان را دولت به كمك نيروهاي بختياري تحت فرماندهي جعفر قلي خان امر بهادر فرزند سردار اسعد و -------ارمني ---نشاند.در ادامه نيز دولت پس از ناكامي هايي ستارخان در سر كوبي شورش اردبيل و ناكامي اين فرمانده در ايجاد نظم و امنيت درخط شمال شرق ايران مجدداً از نيروهاي بختياري تحت فرماندهي جعفر قلي خان امير بهادر و ارمني استفاده و شكست ستارخان را جبران و امنيت را به اردبيل بازگرداند. رشادت و فداكاري هايي كه ايل بختياري براي اعاده مشروطيت انجام دادند و تحت فرماندهي سردار اسعد نتايج مهم و مؤثري رانيز به همراه داشت.اما به علت نداشتن تجربه سياسي و پختگي درامور اداري به رغم توان بالاي نظامي استفاده نمايند.پس از مرگ عليقلي خان فرزندش جعفر قلي خان امير بهادر لقب اسعد را به ارث برد و مدتي در كرمان و خراسان حكومت داشت پس از كودتاي 1299 به جمع دوستان سردار سپه پيوست و وزارت پست و سپس وزارت جنگ را نيز در سلطنت رضا شاه تجربه و در نهايت نيز به دستور رضا شاه پهلوي به قتل رسيد. تجربه بختياري ها در جريان مشوطه و موارث پس از آن و بررسي فرازو فرود سران اين ايل بزرگ ثابت نمود هر چند كه اين مردان اميدان جنگ در عرصه سياست ضعيف بودند اما چيزي از ارزش اقدامات شجاعانه و متهورانه ايشان از اين بابت كم نخواهد شد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:19 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:16 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کو ههای سر سبز بختیاری و مزارع پر گل و چمن سرزمین پهناوری که جهانگردان درباره ی آن توصیف ها کرده و مردم آنجا را به رشادت و مردانگی ستوده اند. سرزمینی که مردان نام آور و شیرزنانی را در دل خود پرورانده است. در این وبلاگ سعی می کنیم درباره ی دلاوری های مردان و زنان این ایل بزرگ سخن به میان آوریم . تا شاید ذره ای از رشادت های آنها را پاس بداریم. مو اسیر تونم ای ماه بکن ورمو نظر مو فقیر تونم ای شاه به حالم بنیر
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 10:5 توسط محسن
|
|
|||||
|
|||||